جهنم یخ زده روسیه و سقوط ناپلئون

ناپلئون در 24 ژوئن 1812 با 600 هزار سرباز وارد خاک روسیه شد. او به سربازانش گفت : با 600 هزار سرباز وارد روسیه میشویم و مسکو را فتح میکنیم…

اما در عرض 2 ماه 150 هزار سرباز از دست داد. اما باز هم او به پیشروی ادامه داد و در نهایت در 14 سپتامبر 1812 به نزدیکی شهر مسکو رسیدند. ناپلئون جلوی دروازه های شهر ایستاد و گفت : منتظر میمانیم تا بزرگان شهر بیایند و تسلیم شوند.

اما هر چقدر منتظر ماندند هیچ خبری نشد. ناپلئون با سربازانش وارد شهر شد و دید مسکو مثل شهر ارواح خالی از سکنه است و حتی یکنفر هم در ان نیست. کمی قبل تزار الکساندر یکم ( پادشاه روسیه ) دستور داده بود که شهر را تخلیه کنند و تمام چاه های اب را مسموم و تمام مزارع را اتش بزنند تا ارتش ناپلئون در مسکو بدون اب و غذا بماند. درهمین هنگام اتش سوزی بزرگی از حومه شهر شروع شد و لحظه به لحظه اتش بزرگتر شد. در 16 سپتامبر یعنی دو روز بعد از ورود ناپلئون به روسیه اتش به قدری بزرگ شد که ناپلئون و سربازانش مجبور شدند از شهر خارج شوند. ارتش ناپلئون حالا بدون اب و غذا مجبور بودند عقبنشینی کنند.

ناپلئون بعد ها نوشت : (( منظره‌ی مسکو در حال سوختن، جهنمی بود که هیچ انسانی تاب دیدنش را ندارد ))

در 25 نوامبر دما به -20 درجه رسید. در عرض 3 روز 40 هزار نفر دیگر هم به تلفات ارتش ناپلئون اضافه شد. در اوایل دسامبر دمای هوا به -35 درجه رسید. سربازن یخ میزدند و میافتادند. گرسنگی به قدری زیاد شد که سربازان به اجساد یخ زده حمله میکردند و گوشت انها را میخوردند.

ناپلئون که این وضعیت را دید به فرمانده مارشال مورا گفت : شما از الان فرمانده کامل این ارتش هستید . من میروم تا فرانسه را نجات بدهم.

سپس مخفیانه با چند نفر از نزدیکانش با مقداری اذوقه و غذا به فرانسه برگشتند.

در 14 دسامبر ارتش شکست خورده ناپلئون از خاک روسیه خارج شدند. اما از 600 هزار نفری که در ژوئن وارد ان جهنم شده بودند فقط 18 هزار نفر زنده برگشتند. یعنی 97 درصد از ان 600 نفر در خاک روسیه کشته شدند.

یکی از سربازان که زنده برگشتند در خاطراتش نوشت : ( صبح که از خواب بیدار می‌شدم، باید با چوب به سربازان کنارم ضربه می‌زدم تا بفهمم زنده‌اند یا مرده. هر روز حداقل ۵۰۰ نفر در برف می‌مردند. ما دیگر انسان نبودیم؛ ما سایه‌هایی از انسان بودیم که در بیابانی از برف و خون راه می‌رفتیم. )

در فوریه 1813 ناپلئون با سربازان باقی مانده توانست یک ارتش 200 هزار نفری تشکیل بدهد. از این زمان به بعد دومینوی سقوط ناپلئون با سرعت بیشتری شروع به افتادن کرد.

پس از عقبنشینی ناپلئون از روسیه و مسکو ارتش روسیه و الکساندر اول شروع کردند به تعقیب نیرو های خسته ی فرانسوی.

روس ها در 3 مارس به المان شرقی ( تحت اشغال فرانسه ) رسیدند. در مارس 1813 پروس و سوئد به فرانسه اعلام جنگ کردند

مردم المان شرقی به روس ها پیوستند و المان شرقی در اکتبر 1813 به طور کامل ازاد شد.

در 21 ژوئن 1813 ارتش انگلیس و ارتش پرتغال با کمک مردم اسپانیا توانستند اسپانیا را از فرانسه پس بگیرند و سربازان ناپلئون از اسپانیا عقبنشینی کردند.

در اوت 1813 اتریش نیز به ائتلاف ششم ( انگلیس – روسیه – اسپانیا – پروس – پرتغال – سوئد ) پیوست.

در نوامبر 1813 شکست های ناپلئون به قدری زیاد شد که نیرو های ائتلاف وارد خاک فرانسه شدند.

ائتلاف روز به روز بخش های بیشتری از قلمرو فرانسه را میگرفت. در 30 مارس مارشال مارمون ( یکی از ژنرال های ناپلئون ) بدون اجازه پاریس را تسلیم ائتلاف میکند.

در 1 اوریل ناپلئون با 50 هزار نیرو به جنوب فرانسه عقبنشینی میکند. در 2 اوریل مجلس سنا ناپلئون را از سلطنت خلع میکند اما او قبول نمیکند.

در 5 اوریل مارشال ها به او میگویند که دیگر توان جنگیدن ندارند و باید کناره گیری کند.

سرانجام در 6 اوریل 1813 ناپلئون در کاخ فونتنبلو سند کناره گیری از سلطنت را امضا میکند.

در 10 اوریل ائتلاف تصمیم میگیرد ناپلئون را به عنوان حاکم جزیره البا با همراهی 600 نفر از سربازان وفادارش به جزیره البا تبعید کند.

او یک پرچم جدید برای البا انتخاب میکند و سعی میکند برای بهبود وضع زندگی مردم جزیره البا جاده و خانه بسازد.

لویی هجدهم در فرانسه تاج گذاری میکند. ناپلئون با کمک جاسوسان متوجه میشود که مردم فرانسه از لویی هجدهم بدشان می اید و دوست دارند دوباره ناپلئون برگردد.

به همین خاطر در 26 فوریه 1815 ناپلئون با 600 سرباز مخفیانه با یک کشتی کوچک به فرانسه برمیگردد.

در 1 مارس انها در جنوب فرانسه پیاده میشوند. لویی هجدهم چند هزار سرباز را برای دستگیری او به جنوب میفرستد. سربازان اعزامی وقتی ناپلئون را دوباره دیدند با اشک شوق به ارتش او پیوستند و ناپلئون با 12 هزار نفر به سمت پاریس حرکت کرد. لویی هجدهم وقتی دید سربازانش به ارتش ناپلئون ملحق شدند به شهر گنت در بلژیک گریخت. ناپلئون به پاریس رفت و دوباره شورع کرد به جمع کردن سرباز. او تا پایان ماه توانست حدود 200 هزار سرباز جمع کند.

حالا ناپلئون به بلژیک حمله کرد و توانست قسمتی از ان را بگیرد. سپس به المان حمله کرد و دوباره توانست بخش زیادی از پروس و المان را بگیرد. اما در ژوئن 1815 انگلیسی ها به کمک المانی ها رفتند و فرانسوی ها را عقب راندند. ناپلئون که میدانست امیدی به پیروزی نیست به پاریس برگشت و سلطنت را به پسرش ( ناپلئون دوم ) تحویل داد.

ائتلاف که از بدست گرفتن دوباره قدرت توسط ناپلئون میترسید او را به  دورافتاده ترین جزیره یعنی جزیره سنت هلن تبعید کرد.

این جزیره بین قاره افریقا و امریکای جنوبی قرار داشت.

اما اینبار دیگر ان 600 نفر نبودند بلکه حدود 2 هزار سرباز انگلیسی از ان محافظت میکردند و ناپلئون حق نداشت بیشتر از چند کیلومتر از خانه اش دور شود.

سرانجام ناپلئون در 5 مه 1821 در جزیره سنت هلن در تنهایی جان باخت…

ناپلئون و سربازان در حال اماده شدن برای جنگ —————————————————قلمرو ناپلئون در 1812

ناپلئون بعد از مرگ
اتش سوزی مسکو 1812
کاخ های کرملین الان و در سال 1812